گوهر معرفت - عرفان و اخلاق کاربردی

پایگاه نشرِ علوم و معارف، تحت إشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان علامه آیت الله حاج سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی ره

پایگاه نشرِ علوم و معارف، تحت إشراف حجة الاسلام حاج شیخ محمّد شاهرخ همدانی از شاگردان علامه آیت الله حاج سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی ره

۱۱۰ مطلب با موضوع «حکایات» ثبت شده است

حکایات (ذکاوت امیرمؤمنان علیه السلام)

مرحوم آیت الله احمدی میانجی رحمة الله علیه، از کتاب مروج الذهب مسعودی نقل می‌کند: امیرمومنان علی علیه السلام در جنگ بودند، تشنه شدند. به دامادشان جناب عبدالله بن جعفر همسر زینب کبری سلام الله علیها فرمود: برای من آب بیاور تشنه هستم، این در حالی بود که حضرت خون از بدن مبارکشان رفته بود و اگر پیراهن از تن درمی‌آوردند یکجای سالم در بدن حضرت نبود. عرض کرد: آب نیست.

حکایات (دفع اجنّه با عنایت علّامه طهرانی ره)

حاج عباس سلیمانیه (معروف به حاج صفا) هم‌ درس و هم‌ رزم شهید دکتر چمران می گوید: خانمی به واسطه مطالعه کتاب آیات شیطانی، آرامشش را از دست داده بود و گرفتار شیاطین جنّی شده بود. در دیدار عدّه ای از بانوان با حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه که من راننده آنها بودم و آنها را در این دیدار همراهی می‌کردم، این خانم هم در آن جمع حضور داشت، همچنین خانم غاده جابر (همسر شهید چمران) و دختر شهید نوّاب صفوی حضور داشتند؛ ده، پانزده دقیقه ای جلسه به سکوت گذشت بعد ناگهان بدون آنکه کسی چیزی بگوید 

حکایات (ادب و ارادت امیرکبیر به امام حسین علیه السلام و عنایت حضرت)

مرحوم آیت الله اراکی رضوان الله علیه می فرمودند: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت: خیر. 

حکایات (عظمت روحى کودکان و حکایت فوت فرزند علامه طهرانی در کودکی)

اسم او را سیّد محمّد جواد نهادیم. بچّه ‏اى بود بسیار با نور و با صفا و گوئى نور خالص بود که در همان کودکى مشهود بود؛ و بنده به او مسیح زمان، و نور خالص لقب داده بودم. هنوز راه نمیرفت و زبان باز نکرده بود، صبح ها از خواب بر مى ‏خاست بدون آنکه گریه کند یا شیر بخواهد و یا سراغ مادرش برود، با همان قنداقه دست و پا زنان به سوى من مى ‏آمد و در دامنم مى‏ نشست.

حکایات (عنایت سیدالشهداء به علّامه امینی صاحب الغدیر ره)

علامه طهرانی اعلی الله مقامه نقل می کنند: جناب محترم آقاى حاج سید محمّد مهدى خلخالى- که در عصر روز جمعه، 16 رجب، در مشهد مقدّس به دیدن ما در منزل آمدند- دو حکایت از مرحوم حاج شیخ عبدالحسین امینى، صاحب الغدیر از خود آن مرحوم بلافاصله نقل کردند که هر دوى آنها جالب است.

نمونه ای از تبعات سوء حکومت والیان بی لیاقت

تبعات سوء مدیریت و حکومت افراد بی لیاقت در طول تاریخ بیش از آن است که در این مختصر بگنجد که در اینجا تنها به یک مورد از آن که در زمان حکومت و غصب خلافت عثمان لعنة الله علیه رخ داد و بسیار جانکاه بوده و موجب تاثر شدید حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه شده را اشاره می کنیم

حکایات (ارتباط بلایای طبیعی با گناهان)

مرحوم حاج سراج انصارى، که سالیانى از محضر مرحوم شهرستانى فیض‏ برده بود، نقل کرده ‏است: «یکى از سال‏ ها، رودخانه دجله طغیان کرد و سیلاب قسمتى از ساختمان‏ هاى کنار سدّ دجله را خراب کرد و تلفات جانى و مالى بسیارى به بار آورد. در همان ایّام، روزى در محضر مرحوم شهرستانى از طغیان دجله و جریان آب و تلفات آن سخن به میان آمد. یک نفر در آن میان گفت: آرى، تمام اینها از گناه و معصیت و نکبت اعمال ما سرچشمه گرفته است. مرحوم شهرستانى گفت:

حکایات (اشراف علامه طهرانی بر زوایای پنهان بنی صدر)

در وقتی که شخصی به نام بنی صدر از قبل از انقلاب مورد توجه رهبران انقلاب بود و زوایای مرموز شخصیت واقعی وی بر همگان مخفی مانده بود تا جاییکه بعد از انقلاب به پست های مهم دست یافت و بر  مسند ریاست جمهوری تکیه زد، تنها یک مرد بود که بر اساس ربط با عالم سرّ بر باطن خبیث او اشراف داشت! فرزند دوم علامه طهرانی و مولّف کتاب اسرار ملکوت می نویسد:

حکایات (ذکر لقب "علّامه" بر مرحوم علّامه طهرانی ره)

ممکن است در انظار عمومی این سوال مطرح شود که با توجه به اینکه اولیاء و عرفای بالله از هر گونه لقب و شهرت و عنوانی اجتناب می کردند پس چگونه است که مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه حتی در زمان حیات راضی شدند تا تمام مولفات و کتاب های ایشان به عنوان علامه آیة الله نوشته شود؟ روزى مرحوم علّامه طهرانى رحمة الله علیه در اینباره فرموده بودند:

اقتدا علامه طباطبایی به علامه طهرانی در نماز

عارف کامل مرحوم علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه می فرمودند: این مرد (علامه طباطبایی)، جهانى از عظمت بود؛ عیناً مانند یک بچه طلبه در کنار صحن مدرسه روى زمین مى‏ نشست و نزدیک به غروب در مدرسه فیضیّه مى‏ آمد، و چون نماز بر پا مى ‏شد مانند سائر طلّاب نماز را به جماعت مرحوم آیة الله آقاى حاج سیّد محمّد تقى خونسارى مى‏ خواند. آنقدر متواضع و مؤدّب، و در حفظ آداب سعى بلیغ داشت که من کراراً خدمتشان عرض کردم: آخر این درجه از ادبِ شما و ملاحظات شما ما را بى ادب مى ‏کند! شما را بخدا فکرى بحال ما کنید!...

حکایات (علامه طهرانی مورد نظر امام زمان علیه السلام بودند)

متن ذیل قسمت‌هائی از مصاحبۀ حضرت آیة الله شیخ عبدالقائم شوشتری مدظله العالی در باب کیفیت آشنائی با مرحوم حضرت علامه طهرانی قدس الله نفسه الزکیّه است که علاوه بر اینکه بیانگر گوشه‌ ای از فضائل اولیای الهی است درس‌های آموزنده‌ای نیز برای سالکان راه خدا دارد؛ درس‌هائی همچون ضرورت صدق در طلب، امید به دستگیریهای الهی، آثار سوء بدگوئی از اولیای الهی، وقت شناسی و...

حکایات (حکایت شیرین علامه حلی و شیعه شدن سلطان محمّد خدابنده‏)

مرحوم علامه طهرانی اعلی الله مقامه از استادشان نقل می کنند: حضرت آقا (مرحوم حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی)- روحى فداه- فرمودند: سلطان محمّد خدابنده زن خود را سه طلاقه نمود در یک مجلس؛ (مطابق مذاق عامه که مى‏ گویند حرمت مى‏ آورد و حلّیت او محتاج به محلّل است) بعداً پشیمان شد، خواست زن خود را بگیرد، به هر یک از علماى عامه مراجعه کرد، گفتند: مفرّى نیست از آنکه اوّل محلّل بگیرى! گفت: 

حکایت (هنر انتظار)

یکى از علماى بزرگ شیعه گفته بود: من باور نداشتم که این جمله را اباعبداللَّه فرموده باشد به این دلیل که با خودم فکر مى ‏کردم اصحاب امام حسین خیلى هنر نکردند، دشمن خیلى شقاوت به خرج داد. امام حسین است، ریحانه پیغمبر است، امام زمان است، فرزند على است، فرزند زهراست؛ هر مسلمان عادى هم اگر امام حسین علیه السلام را در آن وضع مى‏دید، او را یارى میکرد

حکایات (شعر "چشم" از ژولیده نیشابوری درباره حضرت عباس علیه السلام)

آمده است که به شاعر معاصر اهل بیت علیهم السلام و بهتر بگوییم شاعر عاشورایی جناب ژولیده نیشابوری (محمدحسن فرحبخشیان متولد سال ۱۳۲۰ متوفّی ۱۹ مهر ۱۳۸۶ هجری شمسی شاعر اهل نیشابور) گفتند " به صورت بداهه شعری بگو درباره حضرت عباس علیه السلام که 5 عدد کلمه "چشم"  درش به کار رفته باشد.

حکایات (تسبیحِ "یا حسین" علیه السلام)

آیت الله سیدحسین یعقوبی قائنی حفظه الله در کتاب شریف سفینه الصّادقین می فرماینددر روایات برای تربت قبر شریف امام حسین علیه السلام نکته ی دیگری مبنی بر اینکه تسبیح تربت در دست انسان بدون آنکه با آن ذکر گفته شود خود تسبیح میگوید بیان گردیده است.

ضیافت آیة الله حاج سیّد محمّد هادى میلانی ‏از حضرت حدّاد

۲۹ رجب سالروز ارتحال مرجع عالیقدر مرحوم آیت الله حاج سید محمد هادی میلانی اعلی الله مقامه الشریف است؛ مرجعی که بزرگان از اولیای الهی ایشان را به احلاص و  بی هوا بودن می ستودند؛ بدین مناسبت حکایت ملاقات ایشان با مرحوم آقای حداد رضوان الله علیه تقدیم می گردد.

حکایات (حکمت تاخیر در استجابت برخی ادعیه)

حجّة ‌الاسلام شیخ آصفی از حجّة ‌الاسلام شیخ محمد نوری که در کتابخانه نجف اشرف ملازم علّامه امینی بود، نقل میکند: علامه امینی میفرمود: یک شب جمعه زائر حرم حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام شدم، مشغول زیارت و دعا بودم و از خدا می ‌خواستم بخاطر حضرت علی علیه السّلام 

حکایات (تاثیر کلام اولیای الهی بر نفوس)

عالم کبیر و محقّق عظیم‏ مرحوم آقا شیخ جعفر شوشترى‏ قدّس الله تربته‏ (متوفای 20 صفر 1303 قمری) از بزرگان و علماى نجف (و صاحب کتاب خصائص الحسینیه) است؛ کربلا منبر مى‏ رفت و در منبر تکیه به صوت هم داشته و بسیار هم منبر مُبکى و گریه آورى داشت به طوری که مى‏ گویند هر کسى که پاى منبر ایشان بود بلا استثناء منقلب می شد و گریه مى‏ کرد.

حکایات (استدراج و اثر وضعی شراب )

مرحوم علامه طهرانی اعلی الله مقامه الشریف می فرمودند:  روزى مرحوم آقا سیّد جمال‏الدّین گلپایگانى- تغمّده الله برحمته- مى‏ فرمودند: من در ایام نوجوانى و تحصیل در حوزه نجف هم‏ مباحثه‏ اى داشتم شاهرودى که فردى بسیار مستعد و تیزبین و زرنگ و درس‏خوان بود، و ما با هم سالیان درازى را به مباحثه کتب مختلف و درس خارج مشغول بودیم. تا اینکه او

پیشینه ارتباط مقام معظّم رهبری با علّامه طهرانی ره

مقام معظّم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای أیّده الله:

مرحوم شهید مطهری حدود چهار سال به انقلاب مانده روزی به من گفتنند: آقا سیّد محمّدحسین طهرانی را می شناسید؟ این سیّد خیلی نازنین است، پیشنهاد میکنم با ایشان ارتباط برقررا کنید و از ایشان استفاده کنید!

احادیث معصومین (خیر محض)

امام سجّاد علیه السلام در یکی از دعاها می فرماید: خَیْرُکَ إِلَیْنَا نَازِلٌ وَ شَرُّنَا إِلَیْکَ صَاعِدٌ (مصباح‏ المتهجد، ص 58)

بارالها هر آنچه از طرف تو به سمت ما می آید نعمت و خیر محض است و آنچه از طرف ما به سوی تو می آید جز گناه و بدی نیست.

حکایات (نماز اول وقت مقدّم بر درس)

یکی از فررندان مرحومه علامه طهرانی رحمت الله علیه میگفتند: مرحوم علّامه والد رضوان الله علیه نسبت به اوّل وقت نمازخواندن به شاگردان خود دستور أکید مى دادند و تخلّف از آن را در هیچ حالى روا نمى دانستند. یک بار حقیر در قم در حجره بودم و ایشان به حجره ما تشریف آورده بودند. صداى اذان بلند شد

حکایات (از خودگذشتگی رفقای ایمانی)

مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه نقل می کردند: شاگردان مرحوم قاضی بسیار باهم همدل بودند. روزی یکی از آنها که هیچ پولی در خانه نداشت بقیه به خانه‌اش رفته بودند برای مهمانان آبگوشت گذاشته بود. 

حکایات (دیدن خدا)

کلینى با سند متّصل خود از سِنان روایت کرده است که وى گفت: من در محضر مبارک حضرت أبو جعفرٍ امام باقر علیه السّلام بودم که مردى از خوارج بر وى وارد شد و به حضرت گفت: اى أبو جعفر! أَىَّ شَىْ‏ء تَعْبُدُ؟! «چه چیز را پرستش مى‏نمائى! حضرت فرمود: اللَهَ تَعَالَى. «خداوند تعالى را.»

نفحات الاُنس (خاطره علامه طهرانی از کشتار خونین حجّاج ایرانی)

عارف کامل مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه می فرمودند: در این سال که سنه 1407 هجرى قمرى است، این حقیر به حجّ مشرّف بوده و خود شاهد قضیّه بوده‏ ام، در روز ششم ماه ذى ‏الحجه (نهم  مرداد 1366 شمسی) در عصر جمعه در شارع مسجد الحرام یعنى در بَلَد حرام، در ماه حرام، و در حرم خدا، بین عمره و حجّ، از شیعیان ایران به جرم برائت از شرک و إعلان اتّحاد مسلمین و فریاد تخلّص از زیر بار آن جبّاران و ستمکاران کافر جهان؛ مردم را محاصره کردند؛ 

حکایات (مکاشفه سیّد جمال الدّین گلپایگانی بر رحلت مرحوم کمپانی‏)

عارف کامل مرحوم علامه طهرانی رضوان الله علیه نقل می کنند: حضرت سند السّالکین، و جمال العارفین، آیة الله العظمى آقاى سیّد جمال الدین گلپایگانى، أفاض الله علینا من قدسیّاتِ نفسه المنیفة، براى حقیر نقل‏ کردند که: 

حکایات (زهد و بى اعتنائى مرحوم کمپانی نسبت به زخارف دنیویّه‏)

یکى از سروران و دوستان حقیر که فعلًا از علماى نجف أشرف هستند: جناب الآیة الحجّة آقاى حاج سیّد محمّد رضاى خلخالى أدام الله برکاته براى حقیر نقل کردند که: من روزى در بازار حُوَیْش مى‏رفتم؛ و دیدم آقاى حاج شیخ محمّد حسین در وسط کوچه، خم شده است؛ و پیازها را جمع مى‏ کند؛ و پیوسته با خود مى ‏خندد.

حکایات (دشمنی هوای نفس)

مرحوم حاج شیخ محمد تقی آملی(نور الله قبره الشریف) می فرمودندمن خواب دیدم، دشمن به حمله کرده است و به من پرخاش می کند. ناچار شدم که دست او را بگیرم. دستش را گاز گرفتم و ناگهان از شدت درد، بیدار شدم، دیدم دستم در دهان خودم قرار دارد .فهمیدم دشمن من، خودم هستم و کسی به سراغ من نمی آید.این نفس است که دشمن من است.ما از بیرون آسیب نمی بینیم،هرچه می بینیم از درون است. (40 قطب عرفانی ص 166)

حکایات (از إدّعا تا عمل در معرفت خدا و اولیائش)

مَأْمُونٍ الرَّقِّی‏ مى ‏گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که سهل بن‏ حسن خراسانى وارد شد و به آن حضرت سلام کرد و نشست آنگاه عرض کرد: شما مهر و رحمت دارید. شما اهل‏ بیت امامت هستید. چگونه از حق خویش باز ایستاده ‏اید، با این که صد هزار شمشیرزن آماده به رکاب در خدمت ‏شما هستند. امام صادق علیه السلام فرمود:

حکایات (این گروه از ثروتمندان در بهشتند)

مرحوم سید نعمت الله جزایری می فرمود که به جهت تحصیل مراتب علم و کمال در اطراف بلاد اسلام گردش کردم. بعد شنیدم که علامه مجلسی در شهر اصفهان طلوع کرده، رفتم به اصفهان که از علوم ایشان اقتباس نمایم.

 

حکایات (آثار انصاف در مدیریّت و رهبری جامعه اسلامی)

 

آیت الله حاج سیّد محسن حسینی طهرانی رحمة الله علیه در درس اسفار می فرمودند: همیشه تا وقتى که منافع اقتضا مى ‏کند همینطور بوده (یعنی افراد از یکدیگر و به هر بهانه ای تعریف و تمجید می کنند) و وقتى که منافع اقتضا نمى ‏کند عیب و ایراد در مى‏ آید و مى ‏جوشد،! یکدفعه من یک مطلبی را در سابق از آقاى خامنه‏ اى‏ شنیدم و خوشم آمد 

حکایات (دین را بخاطر خانواده نفروختن)

علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه نقل می کنند: جناب آقاى حاج سید هادى روحانى مطلب دیگرى از مرحوم آیةالله حجّت بیان کردند که شایان توجّه است،- چون همشیره بزرگ آقاى روحانى، عیال پسر مرحوم حجّت (یعنى آقاى آقا سید محسن) بوده ‏اند، فلهذا از داخله مرحوم حجّت کاملًا مطّلع بودند- از جمله آنکه:

*23 جمادی الاول سالروز رحلت مرحوم آیت الله حاج سیّد محمّد حجّت کوه کمره ای است

حکایات (تقوا در صرف وجوهات شرعیه)

آقا سیّد محمّد حجّت کوه کمرى أعلَى اللهُ مقامَه الشّریف که از مراجع پاکیزه و عالیقدر حوزه علمیّه قم بوده‏ اند، که وقتى یک نفر مرد دهاتى از باب وجوه شرعیّه یک اسکناس پنج تومانى در دست ایشان گذاشت. ایشان چون آن وجه را گرفتند دست آن مرد را رها نمی کردند...

حکایات (إرادت تامّ میرزا محمدتقی شیرازی به حاج سید احمد کربلائی)

در روز جمعه بیست و یکم شهر جمادى الاولى، یکهزار و چهارصد و یک هجریّه قمریّه در شهر مقدّس مشهد، به بازدید جناب مستطاب حضرت صدیق ارجمند، و سرور گرامى: آیة الله حاج سیّد على لواسانى دامت برکاته، فرزند برومند آیة الله آقاى حاج میرزا أبو القاسم لواسانى، فرزند مرحوم آیة الله آقاى حاج سیّد محمّد لواسانى، فرزند مرحوم آیة الله آقاى سیّد ابراهیم لواسانى رحمة الله علیهم أجمعین به منزلشان شرفیاب شدم. در ضمن مذاکرات،

حکایت مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى قدس سره در تجرّد نفس

نقل است که مرحوم حاج میرزا جواد آقاى ملکى تبریزى رضوان الله علیه مدّت چهارده سال ملازم جمال الاولیاء و العرفاء مرحوم آخوند مولى حسینقلى همدانى رضوان الله علیه بوده ‏اند. مرحوم حاج میرزا جواد آقا مى ‏فرمودند: 

حکایات (گنج حقیقی، علم است)

مرحوم علامه طهرانی رضوان الله علیه در دست نوشته های خود آورده اند: جناب محترم آقاى سیّد احمد رضوى- دام عزّه- نقل کردند که مرحوم آیة الله آخوند ملّا على‏ همدانى رحمة الله علیه مى ‏گفته است: ما همیشه مرحوم آیة الحق، آیة الله علّامه طباطبائى رضوان الله علیه را به حال سکوت مى‏ دیدیم که پیوسته تراوشى ندارد و منقبض است و أبداً ظهور و بروز نمى ‏کند، تا آنکه شبى در خارج از شهر مشهد مقدّس

حکایات (تغییر فتوا بر مدار اهواء نفسانیّه)

مرحوم علّامه آیت الله حاج سیّد محمّد حسین حسینی طهرانی رضوان الله علیه مى ‏فرمودند: هر کسى از فقها که دیدید درباره به قضاوت و حکومت، کتابى نوشت، او سر پست ریاست قضاوت بوده است. و هر کسى برخلافِ قضا و حکومت، کتاب نوشت، بدانید که عَزْل شده، یا دستش به جایی نرسیده است

آقا شیخ زین العابدین مرندى‏ و شدّت زهد ایشان در نقل علّامه طهرانی

مرحوم حداد اعلی الله مقامه الشریف می فرمودند: من تا به حال از آقا شیخ هادى شیخ زین العابدین‏ (مرندی) تقلید می کردم، و از این به بعد از او (سیّدالطّائفتین علّامه آقای حاج سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی) تقلید می کنم! در ادامه حکایاتی از شدت زهد و ورع مرحوم آقا شیخ زین العابدین مرندی به نقل از مرحوم علّامه طهرانی ذکر می گردد

نظر علامه طهرانی درباره دکتر محمّد معین و آرزوی غفران برای وی

عارف کامل مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه می فرمودند:

دکتر محمّد معین‏ نیز تا زمانى که تحت نظر و نفوذ وى (إبراهیم پورداود*) بود... صریحاً از زردشتی ‏گرى حمایت مى‏ کرد. ولى از وقتى که در مجالس و محافل استاد معظّم آیة الله علّامه طباطبائى قدّس الله سرّه الزّکیّة براى ترجمه و وساطت‏ ردّ و بدل کردن مباحثات ایشان

حکایات (سختی قضاوت و دقت حساب در قیامت)

 

هجدهم شعبان المعظّم سالروز رحلت عالم ربانی مرحوم ملا محمد مهدی نراقی اعلی الله مقامه الشریف است که مرحوم علامه طهرانی رحمة الله علیه که از نوادگان دختری ایشان به حساب می آیند در کتاب معادشناسی حکایتی بس شگفت را درباره سختی قضاوت و دقت در حساب در روز قیامت و تکلّم با مردگان نقل می کنند که از نظر می گذرد

حکایتی ناب از علامه طهرانی درباره آزادی خرمشهر

یکی از شاگردان مرحوم علامه طهرانی قدس سره نقل میکرد: ایام فتح خرمشهر بود که در منزل مرحوم علامه روی بالکن مشغول کار کردن بودم و ایشان در مکتبه ( کتابخانه) خود مشغول تالیف بودند که در آسمان صدای عبور هلی‌ کوپتر بلند شد و مرحوم علامه تشریف آوردند بیرون و پرسیدند چه خبر است؟ عرض کردم...

حکایات (حکایتی شیرین از مرحوم سلطان الواعظین به نقل از فرزند علامه طهرانی)

بیستم شعبان المعظم سالروز رحلت خطیب شهیر مرحوم حاج سید محمد شیرازی معروف به سلطان الواعظین است. جناب آقای حاج سیّد محسن طهرانی حفظه الله (فرزند دوم مرحوم علامه طهرانی رضوان الله علیه) نقل می کردند: 

حکایات (شفای قرآن و حدیث)

حجت الاسلام حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی نقل می کنند: جناب آقای شعبانی یکی از فضلای محترم استان گیلان از منطقه رودسر و از شاگردان مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی رحمة الله علیه برای حقیر نقل کردند که می فرمودند:

حکایات (شیخ محمّد بهارى و متنبّه شدن او توسّط استاد) مدّتى به این نحو سپرى مى ‏شود و سرانجام مرحوم آقا شیخ محمّد چون راه و چاره‏ اى را در برابر خود نمى ‏بیند یکسره به قبرستان وادى السّلام مى ‏رود و در آنجا سکونت اختیار مى ‏کند. گویند بمدّت شش روز در آنجا مى ‏ماند و پس از انقضاى مدّت، یک مرتبه حالش دگرگون مى‏ شود و مشاهده مى ‏کند عجب! این چه حالتى بود که براى او پیش آمد، او کجا و این حالات کجا؟ او بنده ‏اى بیش نیست و در این اقیانوس بى‏ انتهاى مخلوقات الهى...
حکایات (اتّکاء به غیر خدا)

مرحوم علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه درباره اتّکاء به غیر خدا حکایتی را از مرحوم شیخ الفقهاء و المجتهدین آیت الله حاج شیخ محمد علی اراکی رحمة الله علیه نقل می کنند و می نویسند: 

حکایات (ثروت فراوان به پاداش خوراک دادن به سگ گرسنه)

مرحوم حاج سید محمد باقر موسوی شفتی اصفهانی قدس الله نفسه الزکیه از بزرگان و از شاگردان مرحوم سید بحر العلوم و محقق قمی است در حالات وی نوشته اند:

در ایام تحصیل خود در نجف و اصفهان بقدرى فقیر بود که گاهى هم از کثرت گرسنگى ضعف و غش مى کرد، و لکن فقر خود را کتمان مى کرد و به احدى نمى گفت. تا اینکه روزى در مدرسه اصفهان پول نماز وحشتى به طلاب تقسیم نمودند و از این راه وجه مختصرى به دست آقا سید محمد باقر رسید و چون مدتى بود که گوشت نخورده بود 

حکایات (شدّت اهتمام مرحوم آیة الله آخوند خراسانى‏ به امور طلّاب‏)

مرحوم علامه طهرانی رضوان الله علیه خود به امور شاگردان خصوصا طلاب اهتمام خاصی داشتند و در ضمن یادداشت های خود در اینباره حکایتی را بدین صورت نقل می کنند که جناب محترم آیةالله آقاى حاج سید مهدى روحانى (فرزند مرحوم آقاى حاج سید أبوالحسن) از مرحوم آیة الله آخوند ملّا محمّد کاظم خراسانى نقل کردند که:

حکایات (هدیه، کدورت را رفع می کند)

یکی از شاگردان حضرت علّامه طهرانی اعلی الله مقامه الشریف که در کسوت اهل علم هستند نقل می کردند : یکبار بین من و همسرم کدورتی پیش آمد، خدمت حضرت علّامه رسیدم و عرض حال کردم. ایشان دست در جیبشان کردند و پولی را که زیاد هم بود به بنده دادند و فرمودند: همه این پول را برای اهل بیتتگل و شیرینی بخر . بنده هم عمل کردم و مشگلی که گره شدیدی خورده بود به همین راحتی با خرید گل و شیرینی باز شد.

حکایات (ظاهرگرایی)

روزی ابو حنیفه پیشوای مذهب حنفی از مذاهب اهل سنّت، به حضور امام صادق علیه السلام آمد، هنگام خداحافظی، امام صادق علیه السلام به عصا تکیه داده بود، ابوحنیفه پرسید:

حکایات (باز شدن درب بسته)

چندی پیش پایگاه اطلاع‌رسانی حج؛ عکسی زیبا از درب خانه حضرت زهرا سلام الله علیها منعکس کرد که گرچه این در همیشه بسته است و رازهایی را در خود نهان کرده اما نوشته ای بر روی قفل آن درب مشاهده شد که گوشه ای از آن رازها را افشا می کند